محور توسعه روستاها بطور سنتی کشاورزی تعریف شده و بر این اساس روستا با فعالیت کشاورزی و دامداری شناخته می شود. اما توسعه کشاورزی متکی بر منابع طبیعی بوده و محدودیت منابع طبیعی در برخی از روستاها، باعث رکود اقتصادی شده و توسعه کشاورزی به توسعه اقتصادی همه روستاهای منتج نشده است. اما امروز توجه به روستا تنها به کشاورزی و دامداری محدود نمی شود روستاها محیط مناسبی برای رشد بخشهای غیرکشاورزی و فعالیت شرکتهای تولیدی و خدماتی است مشروط به آنکه رقابتپذیر بوده و متکی بر منابع باشد. شرکتهایی که بر یادگیری، تولید و رقابت تاکید میکنند، می تواند این خلا را پر کنند. این موضوع در واقع نوعی حرکت از کسب وکارهای مبتنی بر منابع طبیعی به سمت کسب وکارهای مبتنی بر دانش است. در اکثر کشورهای امریکا ، اروپا و حتی آسیایی همچون چین ، مالزی و …. سیاست توسعه کارآفرینی در حوزه های غیر کشاورزی در روستاها اجرا شده است. با توسعه کارآفرینی و ایجاد شرکتهای کوچک کارآفرین، علاوه بر اشتغال و تولید، روستاییان به کالاها و خدمات مورد نیاز خود دست مییابند و این امر تاثیر زیادی در رشد اقتصادی روستاها و کاهش پدیده مهاجرت به شهرها دارد. وضعیت جامعه روستایی ایران نشان می دهد که با افزایش سطح سواد ، دانش و مهارتهای علمی و عملی،گرایش به اشتغال در بخش های سنتی اقتصاد کمتر شده و میل و رغبت برای اشتغال در بخش های مدرن و خدماتی بیشتر است. این در حالی است که روستاهای ایران نیز همچون شهرها، مملو از فرصتهای جدید و کشف نشده هستند که کشف و بهره برداری به موقع از این فرصتها و ایجاد کسب و کارهای جدید و رقابت پذیر می تواند مزایای اقتصادی چشمگیری برای روستائیان به همراه آورد.اهداف توسعه روستایی را می توان به چهار دسته کلی تقسیم کرد: اهداف اقتصادی – اجتماعی- سیاسی و طبیعی. بطور کلی توسعه روستایی، فرآیند توسعه دادن و مورد استفاده قرار دادن منابع طبیعی و انسانی، تکنولوژی، تسهیلات زیربنایی، نهادها و سازمانها، سیاستهای دولت و برنامه ها بمنظور تشویق و تسریع رشد اقتصادی در مناطق روستایی جهت ایجاد اشتغال و بهبود کیفیت زندگی روستایی برای ادامه زندگی و پایداری حیات است.در گذشته بعضی مدیران و سیاستگذاران امر توسعه، صرفاً بر “توسعه کشاورزی” متمرکز میشدند که امروز نتایج نشان داده است که توسعه روستایی صرفاً از این طریق محقق نمیشود. روستا جامعهای است که دارای ابعاد اجتماعی مختلف است و نیازمند توسعه همهجانبه است نه صرفاً توسعه کسبوکار و نظامی به نام “کشاورزی”. هرچند باید گفت که از طریق توسعه کشاورزی موفق نیز الزاماً توسعه روستایی محقق نمیشود. چون اولاً فواید توسعه کشاورزی عاید همه روستاییان نمیشود (بیشتر عاید زمینداران، بخصوص مالکان بزرگ، میشود)، ثانیاً افزایش بهرهوری کشاورزی باعث کاهش نیاز به نیروی انسانی میشود (حداقل در درازمدت) و این خود باعث کاهش اشتغال روستاییان و فقر روزافزون آنان و مهاجرت بیشتر به سمت شهرها میشود.
چالش های توسعه روستا: مناطق روستایی برای توسعه با مشکلات و چالشهایی روبرو هستند که شناخت آنها باعث می شود مسئولین استراتژی مناسب جهت توسعه را برای روستاها انتخاب کنند.
چالشهای مناطق روستایی عبارتند از: ۱-عدم دسترسی به سرمایه وامکانات ۲-مشکل درعرضه کالاها وخدمات ۳-تاکید بر یک صنعت یا کسب وکار خاص ۴- تمایل شدید به مهاجرت ۵-گسترش روزافزون تغییرکاربری اراضی زراعی ۶-امکان ریسک کمتر در روستاها ۷-کمبود سازمانهای حمایت کننده
استراتژیهای توسعه روستایی: کشورها و مناطق مختلف جهان، متناسب با شرایط و اولویتها، رویکردها و استراتژیهای توسعه روستایی متفاوتی را در پیش گرفتهاند. قطعاً نمیتوان بدون درنظرگرفتن تجربیات جهانی در این زمینه و با تمرکز صِرف بر اشتغالزایی در روستاها (بدون درنظر گرفتن استراتژی توسعه روستایی) توفیق چندانی بدست آورد (که پایدار و ماندگار نیز باشد). چون اشتغالزایی و کارآفرینی در فضایی مستعد رخ میدهد و بدون وجود آن فضا عملاً نمیتوان متوقع موفقیتی پایدار بود .مهمترین راهکار های استراتژیک توسعه روستایی عبارتند از: ۱-تغییر نگرش حاکم بر اذهان مدیران و مردم نسبت به روستا از طریق: فرهنگ سازی بوسیله رسانه های جمعی و عمومی، برجسته سازی و توجه ویژه به مناطق روستایی در نظام آموزشی، ابراز توجه ویژه به روستاها توسط مدیران ارشد (مثل اقامت آنان در روستاها)و… ۲-جذاب سازی فضای روستایی کشور از طریق: توسعه هدفمند فضاهای فرهنگی وآموزشی روستاها، ایجاد مراکز تفریحی، اقامتی، سیاحتی در روستاها ۳- تکمیل و تکامل جامعه اطلاعاتی روستایی کشور مانند ایجاد ارتباطات مخابراتی، ارتقای سواد اطلاعاتی آنان و نزدیک سازی فرهنگ شفاهی روستائیان با فرهنگ مکتوب دیجیتال. ۴-تشکیل خوشه های دانشی روستایی و توسعه زیر ساخت های دانشی مثل تدوین نقشه صنایع روستایی کشور، ایجاد و توسعه مراکز تحصیلی وآموزشی(بخصوص آموزش های کاربردی)، ارتقای سطح سواد روستائیان وآموزش آنان در بکارگیری روش ها و فناوری های نوین ۵-نوسازی مناطق آسیب دیده روستایی و توسعه اشتغال زایی در روستاهای کشور از طریق حاکم سازی فضای کارآفرینی وایجاد پارک های کارآفرینی در مراکز و مناطق مستعد و همچنین حمایت از فارغ التحصیلان روستایی برای راه اندازی کسب و کار در روستاها ۶-شکوفاسازی اقتصاد روستایی و تاسیس روستاهای نوین که از جهات موقعیت وامکانات همپای شهرها باشند،توسعه صنایع دستی و روزآمدساز آنها، جذب سرمایه گذاران خارجی و بخش خصوصی به سمت روستاها و فرهنگ سازی برای تغییر الگوهای مصرف و تولید در روستا.
در نهایت اینکه برنامه های توسعه روستایی باید به
مواردی همچون: ایجاد اشتغال در بخشهای غیرکشاورزی،کنترل جمعیت، توسعه اجتماعی و
شهرسازی روستا، کاهش مهاجرت به شهرها، افزایش سطح رفاه، تاکید بر جذب و توسعه
فناوری های جدید و آموزش و تربیت نیروی انسانی ماهر توجه داشته باشد.
شاید تا حالا مسئولین روستای نوچمن نگاهی به خط
مشی خود نکرده باشند اما امیدواریم حداقل به این مطالب نگاهی بندازند.
منبع: پرتال رسمی جامعه گردشگری ایران
در مورد روستا و دِه تعاریف متعدد و زیادی گفته شده، ده یا روستا که در کتابهای نشر قدیم به صورت دیه هم دیده میشود، در زبان پهلوی، ده (Deh) در پارسی باستان (Dahya) به معنی سرزمین و در اوستا به شکل دخیو (Daxya) آمدهاست.
در ایران، ده از قدیمیترین زمان یک واحد اجتماعی و تشکیلاتی و جایی بودهاست که در آن گروههایی از مردم روستایی برای همکاری در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گرد هم تجمع یافتهاند. ده اساس زندگی اجتماعی ایران را تشکیل میدهد و اهمیت آن به اعتبار اینکه یک واحد تشکیلاتی در زندگی روستایی است، در سراسر قرون وسطی و از آن پس تا به امروز برقرار بودهاست.
در عرف ده عبارت از محدودهای از فضای جغرافیایی است که واحد اجتماعی کوچکی مرکب از تعدادی خانواده که نسبت به هم دارای نوعی احساس دلبستگی، عواطف و علائق مشترک هستند، در آن تجمع مییابند و بیشتر فعالیتهایی که برای تأمین نیازمندیهای زندگی خود انجام میدهند، از طریق استفاده و بهرهگیری از زمین و در درون محیط مسکونیشان صورت میگیرد، این واحد اجتماعی که اکثریت افراد آن به کار کشاورزی اشتغال دارند در عرف محل ده نامیده میشود.
پلاسید رامبد (Placide Ramboud) جامعه شناس فرانسوی میگوید: ده واحد اجتماعی ویژهای است که با یک فضا در ارتباط متقابل است و این فضا به عنوان یک عنصر ضروری در نظام اجتماعی ده نقش دارد و به این ترتیب ده دارای بعد اجتماعی است که میتواند یکی از عوامل اساسی تشکیل دهنده آن به شمار رود. ده محصول کنشهای متقابل گروههای انسانی و فضا است، میان اعضای ده رابطهای محلی وجود دارد که نتیجه کنشهای متقابل تاریخی است و موجب پیدا شدن حافظه جمعی و محلی است و در نتیجه نوعی وجدان یا شعور جمعی به وجود میآورد.
تعریف ده در قانون ایران
درقانون اصلاحات ارضی در ایران ده چنین تعریف میشدهاست. ده یا روستا عبارت از یک مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعدادی خانواده که در اراضی آن ده به کار کشاورزی اشتغال دارند و درآمد بیشتر آنان از طریق کشاورزی حاصل میشود.
رامبد میگوید: روستا برآیندی از عناصر طبیعی و عناصر ساخته شدهاست که به گونهای زمینه سازگاری فرد را با جامعه فراهم میآورد و موجب جامعه پذیری میشود. در ده بین گروه و فضای جغرافیایی محدود و بسته و ثابت نوعی روابط اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی وجود دارد و این روابط موجب پیدایش وحدت و یکپارچگی گروه میشود و آن را از گروه دیگر متمایز میسازد. اجتماع ده دارای نیروی معنوی مسلط بر اعضایش است که بر رفتار افراد نظارت عالیه شدید دارد و آنها را به پیروی از هنجارهای اجتماعی وادار میکند و این نیروی معنوی همان سنتهای روستایی و قوانین ثابتی است که بر جامعه ده حاکم است.
تونیس (Tonnies) میگوید: جامعه روستایی به عنوان یک جامعه آرمانی که سرشار از تقدس، هماهنگی و صلح و صفاست.
روث گلاس (Ruth Glass) مینویسد: برای ما صفت روستایی دارای مفهوم خوشایند و مطمئنی است. زیبایی، سادگی، راحتی، فراغت، منظرههای دلگشا، آزادی، صلح و صفا و آرامش است.
|
واحد تقسیمات کشوری ایران |
مسئول |
نهاد مربوطه |
مرکز |
|
ندارد |
|||
|
روستا |
ندارد |
روستا چیست؟
ده“ (یا ”قریه“) به معنی سرزمین است. از نظر تقسیمات کشوری, ”ده“ (یا ”روستا“ ویا ”آبادی“) در ایران, کوچکترین واحد سکونتی و اجتماعی-سیاسی است. کشور به چندین استان (دارای استاندار), هر استان به چند شهرستان (دارای فرماندار), و هر شهرستان به چند بخش (دارای بخشدار), و هر بخش به چند شهر (دارای شهردار) و روستا (دارای کدخدا) تقسیم میشود. البته به مجموعهای از چندین ده هم دهستان گفته میشود که مسؤول آن دهیار نامیده میشود.مطابق سرشماریهایی که در کشور انجام میشود, به نقاطی که کمتر از ۵۰۰۰ نفر جمعیت داشته باشند روستا, و به نقاط بیش از ۵۰۰۰ نفر شهر گفته میشود. البته استثنائاتی نیز (علیرغم ملاک مذکور) وجود دارد. مردم روستا, از طریق کشاورزی امرار معاش میکنند به همین جهت بعدها, در تعریف روستا, شغل کشاورزی نیز به عنوان اساس کار روستاییان اضافه گردید. البته تعاریف دیگری نیز از روستا (یا ده) در کشور وجود دارد که از مجموع آنها میتوان این تعریف را ارایه نمود:روستا, عبارت از محدودهای از فضای جغرافیایی است که واحد اجتماعی کوچکی مرکب از تعدادی خانواده که نسبت به هم دارای نوعی احساس دلبستگی, عواطف و علائق مشترک هستند, در آن تجمع می یابند و بیشتر فعالیتهایی که برای تامین نیازمندیهای زندگی خود انجام میدهند, از طریق استفاده و بهرهگیری از زمین و در درون محیط مسکونیشان صورت میگیرد. این واحد اجتماعی که اکثریت افراد آن به کار کشاورزی اشتغال دارند در عرف محل, ده نامیده میشود براساس مطالعات جهانی, تعریف روستا در کشورهای مختلف, دارای تفاوتهایی میباشد. مثلاً در آمریکا بیشتر بر مفهوم ”مناطق روستایی“ تاکید میشود که بیانگر نواحی دارای چگالی جمعیتی کم است در حالیکه در بعضی کشورهای دیگر همچون ایران نیز روستا بر اساس میزان جمعیت تعریف میشود. به عنوان مثال, ملاک جمعیت روستا در فرانسه ۲۰۰۰ نفر, در بلژیک ۵۰۰۰ نفر, در هلند ۲۰۰۰۰ نفر و در ژاپن ۳۰۰۰۰ درنظر گرفته شده است
از چند سده اخیر
و با رشد پرشتاب صنعت و فناوری در جهان, عقبماندگی مناطق روستایی بیشتر عیان
گردیده است. از آنجاییکه عموماً روستاییان نسبت به شهرنشینان دارای درآمد کمتری
هستند و از خدمات اجتماعی ناچیزی برخوردار هستند, اقشار روستایی فقیرتر و آسیبپذیرتر
محسوب میشوند که بعضاً منجر به مهاجرت آنان به سمت شهرها نیز میشود. علت این امر
نیز پراکندگی جغرافیایی روستاها, نبود صرفه اقتصادی برای ارایه خدمات اجتماعی,
حرفهای و تخصصینبودن کار کشاورزی (کمبودن بهرهوری), محدودیت منابع ارضی (در
مقابل رشد جمعیت), و عدممدیریت صحیح مسؤولان بوده است. به همین جهت, برای رفع فقر
شدید مناطق روستایی, ارتقای سطح و کیفیت زندگی روستاییان, ایجاد اشتغال و افزایش
بهرهوری آنان, تمهید ” توسعه روستایی “ متولد گردید.
بنا بر تعریف,
برنامههای توسعه روستایی, جزئی از برنامههای توسعه هر کشور محسوب میشوند که
برای دگرگونسازی ساخت اجتماعی-اقتصادی جامعه روستایی بکار میروند. اینگونه
برنامهها را که دولتها و یا عاملان آنان در مناطق روستایی پیاده میکنند,
دگرگونی اجتماعی براساس طرح و نقشه نیز میگویند.
این امر در میان
کشورهای جهان سوم که دولتها نقش اساسی در تجدید ساختار جامعه به منظور هماهنگی با
اهداف سیاسی و اقتصادی خاصی به عهده دارند, مورد پیدا میکند. از سوی دیگر توسعه
روستایی را میتوان عاملی در بهبود شرایط زندگی افراد متعلق به قشر کمدرآمد ساکن
روستا و خودکفاسازی آنان در روند توسعه کلان کشور دانست
در گذشته بعضی
مدیران و سیاستگذاران امر توسعه, صرفاً بر ”توسعه کشاورزی“
متمرکز میشدند
که امروز نتایج نشان داده است که توسعه روستایی صرفاً از این طریق محقق نمیشود.
روستا جامعهای است که دارای ابعاد اجتماعی مختلف است و نیازمند توسعه همهجانبه
(یعنی توسعه روستایی) است نه صرفاً توسعه کسبوکار و نظامی به نام ”کشاورزی“.
هرچند باید گفت که از طریق توسعه کشاورزی موفق نیز الزاماً توسعه روستایی محقق نمیشود.
چون اولاً فواید توسعه کشاورزی عاید همه روستاییان نمیشود (بیشتر عاید زمینداران,
بخصوص مالکان بزرگ, میشود), ثانیاً افزایش بهرهوری
کشاورزی باعث
کاهش نیاز به نیروی انسانی میشود (حداقل در درازمدت) و این خود باعث کاهش اشتغال
روستاییان و فقر روزافزون آنان و مهاجرت بیشتر به سمت شهرها میشود.
استراتژیهای توسعه روستایی
کشورها و مناطق
مختلف جهان, متناسب با شرایط و اولویتها, رویکردها و استراتژیهای توسعه روستایی
متفاوتی را در پیش گرفتهاند. قطعاً نمیتوان بدون درنظرگرفتن تجربیات جهانی در
این زمینه و با تمرکز صِرف بر اشتغالزایی در روستاها (بدون درنظر گرفتن استراتژی
توسعه روستایی) توفیق چندانی بدست آورد (که پایدار و ماندگار نیز باشد). چون
اشتغالزایی و کارآفرینی در فضایی مستعد رخ میدهد و بدون وجود آن فضا عملاً نمیتوان
متوقع موفقیتی پایدار بود. رویکردها و استراتژیهای توسعه روستایی را اینگونه میتوان
تقسیمبندی نمود
استراتژی توسعه
و بهبود زیرساختهای روستایی
زیرساختهای روستایی
را میتوان سرمایههای عمومی و اجتماعی روستاها دانست که بدین جهت توسعه این
زیرساختهای اجتماعی, فیزیکی و نهادی باعث بهبود شرایط و کیفیت زندگی و معیشت مردم
محلی و ارتقای کارایی زندگی اجتماعی و اقتصادی آنان خواهد شد. بعنوان مثال, توسعه
زیرساختهای اجتماعی همچون تسهیلات و خدمات بهداشتی و آموزشی, باعث بهبود کیفیت
منابع انسانی و افزایش تواناییهای آنان (در جایگاههای فردی و اجتماعی) خواهد شد.
منظور از ایجاد, توسعه و نگهداری زیرساختهای روستایی, صرفاً تزریق نهادههای
سرمایهای به یک جامعه با تولید سنتی نیست, بلکه هدف ایجاد سازوکارها, نهادها و
مدیریت جدیدی است که در عمل نیازمند مشارکت وسیع روستاییان است. در واقع این
استراتژی, با همکاری مردم میتواند به طور آگاهانه, ارادی و موفقیتآمیز از دوران
طراحی, برنامهریزی و سرمایهگذاری گذر کرده و به شرایط
مطلوب پایدار وارد گردد.
این استراتژی
دارای دو معنای بهنسبه متفاوت است: یکی به معنی دگرگونی کلی در بخش کشاورزی
است به طوریکه
این تحول باعث کاهش کمبود مواد غذایی در کشور و مشکلات کشاورزی گردد. دیگری به
معنی بهبود نباتات خاص (بویژه گسترش انواع بذرهای اصلاحشده گندم و برنج) و تولید
زیاد آنان است. براساس مطالعات میسرا, انقلاب سبز باعث کاهش مهاجرتهای روستایی نشده
است و بعضاً باعث بروز اخلافاتی مابین نواحی روستایی (بخاطر بازده متفاوت زمینها
در این محصولات اساسی) نیز شده است (توضیحات بیشتری در بخش استراتژیهای توسعه
اقتصادی آمده است)
←← استراتژی
اصلاحات ارضی
اکثر کشورهای جهان, برای گذار از یک ساخت ارضی به ساختی دیگر, اصلاحات ارضی را در برنامهریزیهای توسعه روستایی خود گنجاندهاند. به عبارت دیگر, تجدید ساختار تولید و توزیع مجدد منابع اقتصادی را از اهداف عمده برنامههای توسعه روستایی خویش قلمداد نمودهاند. از دیدگاه بسیاری از صاحبنظران امر توسعه (همچون میردال و تودارو), اصلاحات ارضی کلید توسعه کشاورزی است. البته در بعضی موارد نیز, به دلیل ساماندهی نامناسب خدمات پشتیبانی و تخصیص اعتبارات موردنیاز, چیزی به درآمد زارعان خردهپا افزوده نمیشود
استراتژی صنعتینمودن روستاها
اگرچه در این استراتژی, توسعه کشاورزی در فرآیند توسعه روستایی حایز اهمیت است اما در عین حال باید با توسعه فعالیتهای صنعتی همراه شود. در بسیاری از کشورها (بخصوص آسیاییها) صرفاً زراعت نمیتواند اشتغال کافی و بهرهور ایجاد نماید (ظرفیت زمین نیز محدود است) بدین جهت باید به ایجاد اشتغال سودآور غیرزراعی نیز پرداخت تا تفاوت درآمد شهرنشینان و روستانشینان افزایش نیافته و مهاجرت روستاییان به شهر کاهش یابد. در این راستا باید اقدامات ذیل صورت پذیرد: (الف) ایجاد مشاغل غیرزراعی و فعالیتهای درآمدزا, (ب) رواج مراکز روستایی دست پایین. اهداف عمده این استراتژی را میتوان اینگونه برشمرد:
ایجاد اشتغال
غیرکشاورزی برای
روستاییان بیکار یا نیمهبیکار در یک منطقه
همیاری در
جلوگیری از جریان مهاجرت به مراکز شهری
تقویت پایههای
اقتصادی در مراکز روستایی
استفاده کامل (بیشتر) از مهارتهای موجود در یک
ناحیه
فرآوری تولیدات
کشاورزی محلی
تهیه نهاده
های اساسی و
کالاهای مصرفی برای کشاورزان و دیگر افراد محلی
بیشتر اینگونه
صنایع روستایی در کسبوکارهای خرد (کوچکمقیاس) شکل میگیرند که میتواند بخش عمدهای
از آن را صنایع دستی تشکیل دهد. این صنایع دستی
میتوانند از
ابزارهای پیشرفتهتر برای کار خود بهره برده و بدلیل سادگی و مقبولیت بیشتر در
جوامع روستایی و امکانات اشتغالزایی بیشتر, کمک بیشتری به بهبود وضعیت روستاییان
انجام دهند.
این استراتژی در
جستجوی اتخاذ شیوهای است تا براساس آن نیازهای اساسی فقیرترین بخش از جمعیت
روستایی را به درآمد و خدمات (در طول یک نسل), برطرف نماید. نیازهای اساسی شامل
درآمد (کار مولد) و هم خدمات موردنیاز زندگی میشود. محورهای اصلی این استراتژی
عبارتند از:
• تغییر معیار برنامههای
اجرایی از ”رشد“ به سمت ”نیازهای اساسی“ که از طریق اشتغال و توزیع مجدد صورت میگیرد
(به عبارت دیگر از ”رشد اقتصادی“ به ”توسعه اقتصادی“).
• چرخش از اهداف
ذهنی به سمت اهداف عینی و واقعی
کاهش بیکاری
از این رو رفع
نیازهای اساسی تهیدستان, در کانون مرکزی این استراتژی قرار میگیرد و اهداف
رشدمحور جای خود را اهداف مصرفی میدهند که در مناطق روستایی با سرمایه و واردات
کمتری (نسبت به بخش شهری) قابل انجام هستند.
استراتژی توسعه اجتماعی محلی (جامعهای), اهداف توسعه اقتصادی-اجتماعی را تواماً شامل میشود و نوید میدهد که هم پایههای نهادهای دموکراتیک را بنا نهد و هم در تامین رفاه مادی روستاییان مشارکت نماید.
از این دیدگاه,
مردم هم وسیله توسعه هستند و هم هدف آن. طرحهای توسعه روستایی چه به لحاظ ماهیت
طرحها و چه به خاطر محدودیت امکانات و منابع دولتی, نیازمند مشارکت مردم در ابعاد
وسیع هستند. در این استراتژی باید با تلفیق مناسب رویکردهای بالا به پایین و پایین
به بالا, امکان مشارکت گسترده مردم را در فرآیند توسعه روستایی فراهم آورد.
محورهای اصلی این استراتژی عبارتند از:
تاکید بیشتر بر
نیازهای مردم
تشویق و افزایش مشارکت مردم در هر مرحله از فرآیند برنامهریزی
بسط و ترویج سرمایهگذاریهای کوچک, که مردم قادر به اجرای آن باشند
کاهش هزینههای مردم و در مقابل افزایش درآمدهای آنان
تشویق مردم در جهت تداوم و نگهداری پروژههای توسعه (افزایش آگاهیهای مردم و کاهش زمان و هزینه طرحها و پروژهها)
مشارکت در حکم
وسیلهای برای گسترش و توزیع دوباره فرصتها با هدف اتخاذ تصمیمهای جمعی, همیاری
در توسعه و بهرهمندی همگانی از ثمرات آن است. این مشارکت میتواند در تمامی مراحل
مختلف تصمیمگیری, اجرا (عملیات, مدیریت و اطلاعرسانی), تقسیم منافع, و ارزیابی
وجود داشته باشد.
رویکردهای
فضایی, منطقهای و ناحیهای
والتر کریستالر (۱۹۳۳) برمبنای نظریات جی.اچ.فون تونن و آلفرد وبر (۱۹۰۹) نظریه ”مکان مرکزی“ را ارایه نمود که براساس میزان جمعیت, نقش و کارکرد, فاصله, پراکندگی سکونتگاههای انسانی به شرح و تبیین ساختار (چارچوب) فضایی سکونتگاهها و حوزه نفوذ آنان (و بالتبع سروساماندهی به نحوه چیدمان نقاط شهری و روستایی) میپردازد. متخصصان این زمینه با پذیرش علم جغرافیا (به عنوان تحلیلگر فضای زیست), به استفاده از نظریات برجسته دیگر در رابطه با تقسیمبندی فضایی-مکانی و ساماندهی فضا نیز مبادرت نمودند. سه نظریه مطرح در این زمینه را میتوان به طور خلاصه اینگونه معرفی نمود:
نظریه زمینهای
کشاورزی (جی.اچ.فون تونن): این نظریه به تحلیل چگونگی استفاده و سروساماندهی به
زمینهای کشاورزی میپردازد. براساس این نظریه فعالیتهای کشاورزی و ارزش زمینها
متناسب با فاصله آنها از بازار (شهری) تعریف میشود (دوایر متحدالمرکزی حول شهرها).
- نظریه مکانیابی
صنایع (آلفرد وبر): براساس این نظریه, صاحبان صنایع میکوشند مکانی را جهت استقرار
کارخانههای خود برگزینند که با حداقل هزینه تولید محصول و توزیع آنان (هزینههای حملونقل)
همراه باشد. در واقع زنجیرهای از جریان کالا, خدمات و اطلاعات (وزن و نحوه تعامل
آنها) ما را قادر به مکانیابی صحیح صنایع میکند.
نظریه مکان مرکزی (والتر کریستالر): براساس این نظریه, هر مکانی که موقعیت مرکزی مییابد با تولید و توزیع هرچهبیشتر کالا و خدمات در حوزههای اطراف (یا منطقه نفوذ) به تحکیم موقعیت مرکزی خود میپردازد, به همین خاطر, چنین مکانهای مرکزی, خدمات بیشتری را در خود متمرکز میسازند. برمبنای این نظریه, نقاط مرکزی در قالب نظامی سلسلهمراتبی (مبتنی بر جمعیت, فاصله, نقش یا کارکرد) عمل مینمایند. طبق این نظریه, خریداران, کالاها و خدمات موردنیاز خود را از نزدیکترین بازار فروش دردسترس تهیه میکنند.
از پایان دهه
۱۹۷۰, در واکنش به زوال الگوهای توسعه و پس از استراتژی ”نیازهای پایه“
سازمان جهانی کار (۱۹۷۶), استراتژی توسعه روستا-شهری یا منظومه کشت-شهری
(اگروپولیتن) مطرح گردید. برای درک بهتر این استراتژی باید الگوی ”مرکز-پیرامون“ و
استراتژی نیازهای پایه را دانست.
تحقیقات فریدمن
(در آمریکای جنوبی) نشان داده است که میتوان فضای زندگی را به دو بخش ”مرکز“ و
”پیرامون“ تقسیم نمود که رابطه بین این دو نظام, استعماری است و پیامد آن قطبیشدن
در مرکز و حاشیهایشدن در پیرامون است. استراتژی نیازهای پایه نیز چرخش آشکاری
بود از استراتژیهای متداول تولیدمحور, صنعتمدار و شهرگرا به سمت استراتژیهای مردممحور,
کشاورزیمدار و روستاگرا.
استراتژی
روستا-شهری برمبنای الگوی مرکز-پیرامون (تجمع سرمایه و منافع در نقاط شهری) و
متاثر از استراتژی نیازهای پایه (رفع فقر و ایجاد اشتغال, خوداتکایی, و تامین
مایحتاج اصلی), این محورها را برای توسعه مناطق روستایی پیشنهاد میکند: درونگرایی,
حفاظتگرایی, خودگردانی (خودکفایی), و نهادینهسازی مشارکت. اگر قرار است
منظومه کشت-شهری توسعه یابد, باید توسعه را خود بخشها تعیین کرده, خود راهاندازی
کرده, خود ساخته و خود صاحب شوند. مدیریت مناسبات نظامها نیز باید توسط شورایی
متشکل از نمایندگان بخشهای مختلف (و مدیران ملی) انجام پذیرد.
استراتژی یوفرد
این استراتژی
برپایه نقش فعالیتها و کارکردهای شهری در توسعه روستایی (و منطقهای) تعریف میشود
که شامل این مراحل میگردد: تجزیه و تحلیل منابع ناحیهای, تدوین نقشه تحلیلی
منطقه, تحلیل نظام سکونتگاهی, تحلیل ارتباطات فضایی, تحلیل دسترسیها (ارتباطات),
تحلیل شکاف عملکردی, تنظیم استراتژیهای توسعه فضایی, تعیین نارسایی پروژهها و
برنامههای توسعه, بازبینی و نهادینهسازی تحلیلهای فضایی در
برنامهریزی روستایی و ناحیهای.
این استراتژی با
ارایه اطلاعات فراوان و ذیقیمتی به سیاستگذاران و برنامهریزان, آنان را در
توزیع سرمایهگذاریها در راستای یک الگوی متعادل جغرافیایی (اقتصادی و فیزیکی)
یاری میدهد. برمبنای این استراتژی, وجود شهرکها و مراکز کوچکی (به عنوان بازار
محصولات کشاورزی), که خدمات اجتماعی اولیه و امکانات عمومی را نیز
در اختیار روستاییان قرار میدهند, بخاطر پیوندهای مابین خود و مناطق روستایی, میتوانند
بهگونهای بهتر به شکلگیری اسکلت موردنیاز توسعه روستایی یاری رسانند.
استراتژی نظام
سلسلهمراتبی سکونتگاهها و برنامهریزی مراکز روستایی
بسیاری از
کشورهای درحالتوسعه فاقد الگوی استقرار هستند و ممکن است در سلسلهمراتب
سکونتگاهی, مراکز میانی و واسطه مجهز داشته باشند اما مراکز سطح پایین ندارند و یا
اینکه مراکز کنونی, بخشی از نظام سلسلهمراتب نقاط مراکزی (یکپارچه از نظر
کارکردی) را تشکیل نمیدهند. نظام فضایی (پدید آمده) باید بگونهای باشد که برای
انتقال رشد اقتصادی و تامین خدمات و کالاهای کافی مناسب باشد. در فرآیند برنامهریزی
ناحیهای توسعه, این استراتژی حد میانه تمرکزگرایی (مانند قطب رشد) و تمرکززدایی
(همچون منظومه کشت-شهری) را برگزیده و تجمیع غیرمتمرکز و به عبارت بهتر,
”تمرکززدایی با تجمیع“ را پیشنهاد کرده است. در واقع این نظریه, راهحلی اصلاحطلبانه
برای کاستیها و نارساییهای توسعه فضایی متدوال, که قطبی شده و باعث ایجاد اختلافات
ناحیهای شده است, میباشد.
”جانسون“, جمعبندی
نظریهها را در گرو سیاستگذاری فضایی برای دستیابی به توسعه میدانست, اما کلید توسعه روستایی
را در وجود شبکهای
از شهرهای کوچک (که واسطه ارتباط با شهرهای بزرگ میشوند) دیده است. در واقع دسترسی
فضایی به فرصتها و تولیدات را با ایجاد و تقویت این گونه شهرها پیشنهاد نموده
است. ”رندنیلی“ معتقد بود باید ایجاد شهرهای کوچک در پیوند با حوزههای روستایی,
محور قرار گرفته تا تنوعبخشی به اقتصاد, صنعتینمودن, عرضه پشتیبانی و تجاریسازی
کشاورزی و امثالهم, و در نهایت سازماندهی و مدیریت توسعه به خوبی برآورده شود.
برخلاف او که پرکردن خلا سلسلهمراتبی را از بالا به پایین مدنظر قرار داده است,
”میسرا“ (پژوهشگر
معروف هندی), ساختن چنین فضایی را عمدتاً از پایین به بالا مدنظر قرار داده است
(از کوچکترین نقطه روستایی ممکن).
در الگوی رشد
مراکز روستایی (”کمیسیون پیرسون“), عمدتاً مراکز روستایی نقاطی هستند که باید برای
جهتدهی مناسب به فرآیند توسعه, تسهیلات و امکانات قابلقبولی را در آنان متمرکز
نمود. تمرکز این تسهیلات نیل به تخصص مناسب و موثر در زمینه خدمات و همچنین ایجاد
تحرک کنترلشده توسعه را در پی خواهد داشت. هدف این الگو, فوریتبخشی و تقویت شبکهای
از نقاط مرکزی در نواحی روستایی و توزیع مناسب مراکز زیستگاهی (در بخشهای پایین
سطح و واسط میانی) است.
←← استراتژی توسعه یکپارچه ناحیهای
مهمترین دلایل
رویآوری به این استراتژی, عبارتند از:
• استفاده بهتر از
سرمایه, نیروی انسانی و عوامل تولید
• استخراج و
بکارگیری بهینه منابع محلی
• مشارکت آزادانه
مردم در سطح ناحیه (که کوچکتر از منطقه است)
• تجانس بیشتر در
ناحیه به علت کوچکی نسبت به منطقه
• همکاری بهتر
سازمانهای مختلف درگیر در امر برنامهریزی
هدف از این استراتژی یکپارچهسازی کلیه امور توسعه در ناحیه است. برنامهریزی ناحیهای, برنامهریزی برای مراکز روستایی (فقط ناحیه نه الزاماً جزیی از فرآیند برنامهریزی ملی) است, به شرط آنکه به پیوند با مراکز شهری بزرگتر واقع در خارج از سلسلهمراتب ناحیه نیز توجه کافی مبذول دارد (برنامهریزی توزیعشده). به عبارت دیگر, توسعه یکپارچه ناحیهای, روشی است برای اجرای همزمان فعالیتهای مربوط به برنامهریزی چندمنظوره, که البته این فعالیتها در هر دو سطح کلان و خرد صورت میپذیرد (کشاورزی, صنعت و خدمات) و ابعاد اقتصادی, اجتماعی, فضایی و سازماندهی را با هم دربرمیگیرد. ویژگیهای اصلی توسعه یکپارچه ناحیهای عبارتند از: هماهنگی بین بالا و پایین, یکپارچگی میانبخشی و برقراری روابط متقابل مابین چهار جنبه اصلی توسعه (اقتصادی, اجتماعی, فضایی و سازماندهی
استراتژی توسعه زیست-ناحیه
زیست-ناحیه“
را میتوان در
کل معادل ”قلمرو زندگی“ دانست که عبارتست از سطح جغرافیایی قابلتشخیصی که شامل
نظامهای زندگی بههمپیوسته و خودنگهداری (از نظر بازتولید طبیعت) بوده و در
نتیجه روابط ارگانیک بین تمامی اعضای ناحیه برقرار است. توسعه متوازن یک ”اجتماع“
یعنی انسان و محیط زیست اطراف او باعث میشود طی یک روند اخلاقی پایدار, رشد و
پیشرفت مستمر مردم (به عنوان هدف اصلی) در تعاملی سازنده با محیط اطراف محقق شود و
به زمین, هوا, آب و کلاً محیط زیست انسان لطمهای وارد نشود. این استراتژی ملهم از
اندیشه توسعه پایدار
است.
←← استراتژی توسعه پایدار و همهجانبه روستایی
مطابق این استراتژی باید فرآیندی همهجانبه و پایدار طی شود تا در چارچوب آن, ”تواناییهای اجتماعات روستایی“ در جهت رفع نیازهای مادی و معنوی, در عین برقراری توازن میان اجزای تشکیلدهنده نظام سکونت محلی (اکولوژیکی, اجتماعی, اقتصادی و نهادی), رشد و تعالی یابد. محورهای اصلی این استراتژی عبارتند از:
۱. حفاظت, بهرهبرداری موثر و متوازن از منابع پایه
۲. افزایش قدرت انتخاب مردم و توانمندنمودن اقشار
آسیبپذیر روستایی بویژه زنان و جوانان
۳. توسعه و گسترش مشارکت موثر و همهجانبه مردم و
نهادهای محلی در فرآیند تصمیمسازی و برنامهریزی
۴. ارتقای بهرهوری, توسعه فرصتها و ظرفیتهای
متنوع اقتصادی
۵. توسعه فرصتهای پایدار از حیث دسترسی به منابع,
امکانات و منافع میان شهر و روستا
۶. ارتقای همهجانبه کیفیت زندگی اجتماعات روستایی
۱.
کِیت گریفین,
راهبردهای توسعه اقتصادی, حسین راغفر, محمدحسین هاشمی, نشر نی, ۱۳۸۲
۲.
دکتر مصطفی
سلیمیفر, اقتصاد توسعه, انتشارات موحد, ۱۳۸۲
۳.
دکتر محمود متوسلی,
توسعه اقتصادی, سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت), ۱۳۸۲
۴.
دیوید کلمن,
فورد نیکسون, اقتصادشناسی توسعهنیافتگی, دکتر غلامرضا آزاد (ارمکی), موسسه
انتشاراتی و فرهنگی وثقی, ۱۳۷۸
۵.
مایکل تودارو,
توسعه اقتصادی در جهان سوم, دکتر غلامرضا فرجادی,
موسسه عالی پژوهش در برنامهریزی وتوسعه , ۱۳۸۲
۶.
دان بلانت, مارک
جکسون, اقتصاد کار و نیروی انسانی, محسن رنانی, انتشارات فلاحت ایران, ۱۳۷۳
۷.
هیات نویسندگان,
مقدمهای بر کارآفرینی, سیامک نطاق, سازمان ملی بهرهوری ایران, ۱۳۸۰
۸.
علیرضا بوشهری,
فنآفرینی, سازمان همیاری اشتغال فارغالتحصیلان, ۱۳۸۱
۹.
سازمان همیاری
اشتغال فارغالتحصیلان, شورای عالی اطلاعرسانی, مجموعه مقالات همایش نقش فناوری
اطلاعات در اشتغال, تهران, ۱۳۸۰
۱۰.
دکتر محمد
طبیبان, اقتصاد ایران, موسسه عالی پژوهش در برنامهریزی و توسعه, ۱۳۷۸
۱۱.
دکتر ابراهیم
رزاقی, گزیده اقتصاد ایران, انتشارات امیرکبیر, ۱۳۷۵
۱۲.
دکتر ابراهیم
رزاقی, آشنایی با اقتصاد ایران, نشر نی, ۱۳۸۱
۱۳.
مرکز آمار ایران , سالنامه آماری کشور ۱۳۸۱, مرکز اطلاعرسانی, ۱۳۸۲
۱۴.
دکتر محمدمهدی
بهکیش, اقتصاد ایران در بستر جهانیشدن, نشر نی, ۱۳۸۱
۱۵.
دکتر محمدعلی
خطیب, اقتصاد ایران, انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران, ۱۳۷۴
۱۶.
دکتر نیلی و
همکاران, استراتژی توسعه صنعتی کشور, دانشگاه صنعتی شریف, ۱۳۸۲
۱۷.
مجید کوپاهی,
اصول اقتصاد کشاورزی, انتشارات دانشگاه تهران, ۱۳۸۲
۱۸.
(بهکوشش)
قدیر فیروزنیا, دکتر عبدالرضا رکنالدین اقتخاری, جایگاه روستا در فرآیند توسعه
ملی از دیدگاه صاحبنظران, ۱۳۸۲
۱۹.
دکتر مصطفی
ازکیا, جامعهشناسی توسعه و توسعهنیافتگی روستایی ایران, انتشارات اطلاعات, ۱۳۸۱
۲۰.
علیاکبر نیکخلق, جامعهشناسی روستایی , انتشارات چاپخش, ۱۳۸۱
۲۱.
دکتر ناصر خادم
آدم, سیاست اقتصاد کشاورزی در نظامهای مختلف و ایران, انتشارات اطلاعات, ۱۳۷۰
۲۲.
سازمان شهرداریهای
کشور, نشریه دهیاریها, سال اول, شماره ۶-۱, تهران, ۱۳۸۲
۲۳.
مرکز تحقیقات مناطق کویری و بیابانی ایران , مجموعه مقالات سمینار بررسی مسایل مناطق بیابانی
و کویری ایران, یزد, ۱۳۷۱
۲۴.
موسسه توسعه
روستایی ایران, چالشها و چشماندازهای توسعه روستایی ایران, تهران, ۱۳۸۱
۲۵.
مرکز مطالعات
مدیریت و بهرهوری ایران,
موسسه توسعه روستایی
ایران , برنامه اقدام
ملی مقابله با بیانزایی و تعدیل اثرهای خشکسالی, وزارت جهادکشاورزی, ۱۳۸۱
۲۶.
دکتر عبدالحسین
نیکگهر, مهناز کاشانی, گزارش طرح بیمه روستاییان, موسسه عالی پژوهش تامین
اجتماعی, ۱۳۷۵
۲۷.
دکتر بهاءالدین
نجفی, درباره اقتصاد کشاورزی ایران, انتشارات علمی و فرهنگی, ۱۳۷۶
۲۸.
حسین سلطانزاده,
مقدمهای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران, نشر آبی, ۱۳۶۵
۲۹.
علیرضا
استعلاجی, بررسی و تحلیل رویکردها و راهبردهای توسعه روستایی-ناحیهای, نشریه
جهاد, سال ۲۲, شماره ۲۵۰-۲۵۱ و ۲۵۲, خرداد و تیر و مرداد ۱۳۸۱
۳۰.
محسن ابراهیمپور,
احمد ترکنژاد, آموزش و بسط اشتغال در روستا, نشریه جهاد, سال ۲۲, شماره ۲۵۰-۲۵۱,
خرداد و تیر ۱۳۸۱
۳۱.
افسانه و همایون
فرهادیان, جایگاه و نقش صنایع روستایی در توسعه روستایی, نشریه جهاد, سال ۲۳,
شماره ۲۵۸, مرداد و شهریور ۱۳۸۲
۳۲.
تی. پترین,
کارآفرینی به منزله یک نیروی اقتصادی در توسعه روستایی,
حمیدرضا زرنگار,
نشریه جهاد, سال ۲۲, شماره ۲۵۳, مهر و آبان ۱۳۸۱
۳۳.
مهرداد توده
روستا, ایجاد اشتغال در مناطق روستایی, راهی به سوی توسعه روستایی و غلبه بر فقر,
نشریه جهاد, سال ۲۳, شماره ۲۵۷, خرداد و تیر ۱۳۸۲
۳۴.
محمدحسین عمادی,
اسفندیار عباسی, کارآفرینی در روستا, نشریه جهاد, سال ۲۲, شماره ۲۵۰-۲۵۱,
خرداد و تیر ۱۳۸۱
۳۵.
علیرضا بوشهری,
پنجرهای به سوی کارآفرینی تکنولوژیک, گسترش صنعت, سال ..., شماره ...
دهیاری وگردشگری
هر چند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری متولی بخش جهانگردی است ولی با توجه به اینکه دهیاری ها مدیریت محلی در سطح روستا را عهده دار می باشند، از طرف دیگر سیاست عمومی دولت بر واگذاری فعالیت های تصدی گری بخش دولتی به بخش خصوصی و نهادهای عمومی غیر دولتی است و با عنایت به قوانین و مقررات وضع شده در زمینه ی شورای اسلامی روستایی و دهیاری ها که در آنها وظایف و اختیاراتی برای این نهادها مشخص گردیده است، لذا آنها می توانند نقش اصلی در توسعه ی گردشگری روستایی ایفا نمایند.
برخی از مهمترین قوانین و مقررات مرتبط با وظایف و اختیارات دهیاری ها در زمینه ی گردشگری به شرح زیر می باشند:
1- در بند (ج) ماده ی (61) قانون برنامه ی چهارم توسعه ی، اجرای برنامه ی مدیریت پسماندهای کشور توسط شهرداری ها، بخشداری ها و دهیاری ها با روشهای فنی، زیست محیطی و بهداشتی پیش بینی شده است.
2- در بند (ج) ماده ی (156) برنامه ی سوم (که توسط ماده ی 105 قانون برنامه ی چهارم تنفیذ گردیده است) همکاری در حفاظت از ابنیه و آثار تاریخی و فرهنگی و بافت ها و محوطه های فرهنگی و تاریخی و ممانعت از تغییر کاربری آنها جزء وظایف شوراهای اسلامی و دهیاری ها آمده است.
3- در بند (8) ماده ی (69) قانون وظایف و تشکیلات شوراهای اسلامی و بند (7) ماده ی (10) اساسنامه ی دهیاری ها، همکاری مؤثر با مسئولان ذیربط در جهت حفظ و نگهداری منابع طبیعی واقع در محدوده و حریم روستا جزء وظایف دهیار عنوان شده است.
4- در بند (8) ماده ی (10) اساسنامه ی دهیاری ها نیز تشویق و ترغیب روستائیان به توسعه ی صنایع دستی و اهتمام به ترویج، توسعه و بازاریابی محصولات دامی و کشاورزی از جمله وظایف دهیار آمده است.
5- براساس بند (34) ماده ی (10) اساسنامه ی مذکور تشریک مساعی با سازمان میراث فرهنگی در حفظ بناها و آثار باستانی روستا نیز جزء وظایف و اختیارات دهیاری ها است.
6- همچنین آئین نامه ی اجرایی ماده ی (156) تنفیذی قانون برنامه ی سوم توسعه (موضوع ماده ی 105 قانون برنامه ی چهارم توسعه) مصوب 8/5/84 هیأت وزیران، وظایف مختلفی از جمله مطالعه و شناخت و بررسی مشکلات، نیازها و توانمندیهای روستاها در زمینه ی میراث فرهنگی، مساعدت و همکاری در جهت حفظ، نگهداری و تعیین حریم بافت تاریخی، آثار و ابنیه ی تاریخی و گلزار شهدا، مساعدت و مشارکت در زیباسازی و ایمنی فضاهای فرهنگی، بافت ها و آثار تاریخی، بقاع متبرکه، آرامگاه مشاهیر، مساجد و ...، حمایت از تشکیل و توسعه ای فعالیت انجمن های میراث فرهنگی، انجمن های هنری، فرهنگی، انجمن دوستداران میراث فرهنگی، حمایت از صاحبان مشاغل سنتی و بومی، جلوگیری از تخریب و سرقت، حفاری غیر مجاز و سایر جرائم علیه میراث فرهنگی و ... بر عهده ی شوراهای اسلامی و دهیاری ها گذارده است .
با توجه به مراتب فوق، شوراهای اسلامی روستایی یکی از ارکان مهم مطالعه، برنامه ریزی و اجرای طرح های گردشگری در سطح روستاها می باشند، از طرف دیگر با عنایت به اینکه ادارات وابسته به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری عمدتاً در مراکز استان ها و شهرستان ها استقرار دارند و در روستاها معمولاً شعبه ای ندارند، مسئولیت شوراهای اسلامی و دهیاری ها در زمینه ی فعالیت های فرهنگی، هنری، گردشگری و حفاظت از میراث فرهنگی بیشتر می باشد. علاوه بر این چنانکه در بند (ب) ماده ی (137) قانون برنامه ی چهارم پیش بینی شده است وظایف تصدی گری دولت در امور توسعه و عمران روستایی با تصویب هیأت وزیران همراه با منابع مالی ذیربط به دهیاری ها واگذار می شود. این امر گام مهمی در تقویت این نهاد عمومی غیر دولتی محسوب می شود.
به طور خلاصه می توان گفت با توجه به قابلیت های مناطق روستایی، وجود آثار تاریخی و جاذبه های طبیعی فراوان گردشگری در سطح روستاهای کشور، تهیه و تدوین قوانین و مقررات لازم، زمینه ی مناسبی برای توسعه ی گردشگری روستایی فراهم شده است و دهیاری های همجوار در محدوده ی یک دهستان و یا بخش می توانند با تشکیل تعاونی گردشگری و جذب گردشگران داخلی و جهانگردان خارجی به توسعه و رونق این فعالیت در سطح روستاها کمک نمایند.
نتیجه گیری و پیشنهاد
بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی اعم از جنگل ها ، مراتع و آب و خاک طی دهه های اخیر باعث تخریب بیش از حد این منابع شده است، به همین خاطر توسعه ی سایر فعالیت ها و ایجاد زمینه های لازم اشتغال در روستا و بهره برداری کمتر از منابع طبیعی دارای اهمیت فراوانی است. لذا توسعه ی فعالیت های گردشگری روستایی و اگروتوریسم به دلیل اینکه تاثیرات منفی کمتری نسبت به سایر فعالیت های اقتصادی همچون دامداری و کشاورزی بر منابع طبیعی دارند از اولویت ویژه ای برخوردار است.
با توجه به مطالب فوق گردشگری روستایی گزینه ای برای چند بعدی نمودن اقتصاد روستاها است، لیکن آنچه در موفقیت طرح های گردشگری روستایی اهمیت بسزایی دارد همکاری وسیع و نزدیک جامعه ی روستایی و مسئولین محلی و منطقه ای است.
نکته حایز اهمیت این است که، باید به توانایی های روستاییان در به انجام رساندن این نوع فعالیتها احترام گذارد و اعتماد نمود. و توجه داشت که، کنترل انحصاری درآمدها توسط افراد غیر بومی باعث می شود تا روستاییان بهره ی کمی از اقتصاد گردشگری روستایی ببرند، و این موضوع بر پایداری این فعالیتها اثر منفی می گذارند.
مراحل صدورپروانه احداث درروستاهای فاقد دهیاری به شرح ذیل می باشد.
مرحله اول :
استعلام ازبنیادمسکن انقلاب اسلامی ( تکمیل وارسال فرم شماره 1 درخصوص استعلام دهیاری ازبنیادمسکن انقلاب اسلامی شهرستان)
مرحله دوم :
صدوردستورتهیه نقشه که شامل :
1. تکمیل فرم شماره2 درخصوص تقاضای صدورپروانه ساختمان روستایی به همراه مدارک پیوست توسط متقاضی
2. تکمیل فرم شماره3 درخصوص ملکیت زمین (شامل املاکی که ثبت عمومی واجباری توسط سازمان اسنادواملاک نشده باشند)
3. تکمیل فرم شماره4 توسط دهیاری وتحویل آن به مالک جهت تهیه نقشه های موردنیاز
مرحله سوم :
تصویب نقشه های لازم لازم وصدورپروانه که شامل :
1. تکمیل فرم های 5و6 به انضمام نقشه های معماری، سازه ودفترچه محاسبات توسط مهندسین ذیصلاح
2. تکمیل فرم شماره7 درخصوص اعلام تعهد مهندس ناظر
3. صدورفیش عوارض پروانه ساختمان ودریافت فیش واریزی ازمالک توسط دهیاری
4. تکمیل موارد مربوطه دردفترچه مجوزاحداث بنا وصدوروتسلیم پروانه ساختمان به مالک توسط دهیاری
مرحله چهارم :
اجرای ساختمان که شامل مراحل :
1. تکمیل وارائه فرم شماره8 درخصوص اعلام شروع بکارعملیات ساختمانی توسط مالک ومهندس ناظروتائیددهیاری
2. تکمیل وارائه فرم های9و10و11و12 درخصوص گزارش مرحله به مرحله اجرای ساختمان توسط مهندس ناظر
مرحله پنجم :
نظارت بررعایت مفادپروانه :
الف- درصورت تخلف درساخت وساز با تکمیل فرم شماره14واخطاریه به مالک ازطرف دهیارصورت می پذیرد (لازم به ذکراست که فرم اخطاریه درسه برگ تنظیم که یکی ازآنهابه بخشداری (جهت ارسال به مراجع انتظامی ) ودومی به مالک وسومی دربایگانی دهیاری نگهداری میشود
ب – تکمیل فرم شماره16 وارجاع به کمیسیون ماده99 توسط بخشداری
ج- اجرای حکم کمیسیون ماده99
مرحله ششم :
صدورگواهی پایان کارکه شامل تکمیل فرم شماره13 (صدورگواهی پایان احداث بنا ) ودرنتیجه تکمیل دفترچه صدور مجوزاحداث ( ارائه پایان کاروتسلیم دفترچه تکمیل شده به مالک توسط دهیاری )
قانون تاسیس دهیاریهای خودکفا درروستاهای کشورمصوب14/4/1377
ماده واحده :به وزارت کشوراجازه داده میشود به منظوراداره امور روستاها، سازمانی بنام دهیاری وبا توجه به موقعیت محل ودرخواست اهالی وبصورت خودکفا، باشخصیت حقوقی مستقل دراین روستاها تاسیس نماید . این سازمانها، نهادهای عمومی غیردولتی محسوب میشوند.
تاسیس دهیاریهای مذکود به هیچ وجه مانع اقدامات وکمکهای دولت درجهت رسیدگی به عمران وآبادی روستاهای مذکور نخواهدشد.
تبصره 1 : آیین نامه نحوه اداره امور ومقررات استخدامی ومالی دهیاریها توسط وزارت کشورتهیه وبه تصویب هیات وزیران خواهدرسید.
تبصره 2 : اساسنامه وتشکیلات وسازمان دهیاریها توسط وزارت کشور، با همکاری سازمان امور اداری واستخدامی تهیه وبه تصویب هیات وزیران خواهدرسید.
تبصره 3 : بودجه دهیاریها واعتبارات مورد نیاز اداره امورروستا با پیشنهاد دهیار وبه تصویب شورای اسلامی روستا خواهد رسید.
اساسنامه، تشکیلات وسازمان دهیاریها مصوب 21/11/1380
فصل اول – کلیات
ماده 1 : محدوده خدماتی هردهیاری به پیشنهاد مشترک دهیار وشورای اسلامی روستا وموافقت شورای اسلامی بخش یا جانشین قانونی آنان تعیین میشودوپس ازکسب نظرازدستگاههای ذیربط وتایید استاندارقابل اجرا میباشد.
تبصره : درصورتیکه محدوده قانونی روستا قبلا به وسیله دستگاههای ذیربط تعیین شده باشد، تا تعیین محدوده جدید محدوده قبلی قابل استناد است .
ماده 2: دهیاری نهادی عمومی غیردولتی محسوب میشود، دارای شخصیت حقوقی مستقل است وبه صورت خودکفا اداره میشود.
ماده 3 : هردهیاری دارای درجه ای خواهد بود که با توجه به حجم کار، درآمد، جمعیت ووسعت روستا تعیین و توسط وزارت کشور ابلاغ میشود.
ماده 4 : کلیه مکاتبات دهیاری فقط با امضای دهیار ومهر دهیاری معتبرمیباشد.
تبصره 1 : یک نسخه از حکم دهیاری توسط بخشداری به واحدامورروستایی استانداری ارسال خواهدشد.
وظایف دهیار:
ماده69قانون تشکیلات، وظایف و انتخاب شورای اسلامی کشوروانتخاب شهرداران مصوب مجلس شورای اسلامی مورخ 1/3/1375وظایف واختیارات دهیاران رابه شرح ذیل قیدکرده است :
1- اجرای تمامی مصوبات شورای اسلامی روستا.
2- همکاری بانیروهای انتظامی وارسال گزارش پیرامون وقوع جرایم ومقررات خدمت وظیفه عمومی وحفظ نظم عمومی وسعی درحل اختلافات محلی.
3- اعلام فرامین وقوانین دولتی (اطلاع رسانی به عموم اهالی)
4- مراقبت وحفظ ونگهداری ازتاسیسات عمومی وعمرانی واموال ودارئیهای روستا.
5- همکاری باسازمانها ونهادهای دولتی وایجادتسهیلات لازم درجهت اجرای وظایف آنان.
6- مراقبت دراجرای مقررات بهداشتی وحفظ نظافت وایجادزمینه مناسب برای تامین بهداشت عمومی.(مدیریت جمع آوری پسماندهای روستا)
7- همکاری موثرباسازمان ثبت احوال درجهت ثبت موالید ومتوفیات.
8- همکاری موثربامسئولان ذیربط درجهت حفظ ونگهداری منابع طبیعی واقع درمحدوده وحریم روستا.(عضویت درشورای منابع طبیعی روستا)
9- تدوین بودجه سالیانه روستا وتصویب آن درجلسه شورای اسلامی روستا
سایر وظایف دهیار
1- کمک به شورا درخصوص بررسی وشناخت کمبودها، نیازها ونارسائیهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، عمرانی، بهداشتی، آموزشی واموررفاهی روستا وتهیه طرحها وپیشنهادهای اصلاحی وعملی درزمینه های یادشده ارسال آن به مسئولان ذیربط جهت برنامه ریزی واقدام لازم .
2- تشویق وترغیب روستائیان به انجام اقدامات لازم درجهت رعایت سیاستهای دولت .
3- تامین اراضی موردنیاز مرتبط با اهداف ووظایف دهیاری (اراضی موردنیازدستگاههای اجرایی جهت انجام پروژه های عمرانی درروستا) پس ازاخذ مجوزقانونی .
4- تشویق وترغیب روستائیان به توسعه صنایع دستی واهتمام ویژه به ترویج، توسعه وبازاریابی محصولات کشاورزی ودامی روستا .
5- ارسال گزارشهای درخواست شده به شورا درموعدمقرر.
6- وصول عوارض مصوب به مراجع قانونی ومصرف آن درموارد معین.
7- برآورد وتنظیم بودجه سالانه دهیاری ومتمم واصلاح آن به شورا جهت تصویب .
8- اهدا وقبول اعانات وهدایا به نام روستا وباتصویب شورا.
9- فراهم نمودن زمینه ایجاد خیابانها، کوچه ها، میدانها، پارکها وفضای سبز، فضاهای ورزشی وآموزشی، مراکزتفریحی عمومی، ومجاری آب وتوسعه معابروپی گیری طحها ونظارت براجرای آنها.
10- همکاری با بنیادمسکن انقلاب اسلامی درجهت تهیه واجرای طرح هادی روستا وارائه پیشنهادهای لازم وتعیین کاربری اراضی واقع درروستا به منظورگنجاندن آنهادرطرح هادی واجرای ظوابط مصوب مربوطه باموافقت وتصویب شورای اسلامی روستا.
11- کمک دراحداث تاسیسات تولید وتوزیع آب، برق ومخابرات
12- جلوگیری ازتکدی گری وواداشتن متکدیان به کار شرافتمندانه وحلال .
13- انجام معاملات دهیاری اعم ازخریدوفروش اموال منقول وغیرمنقول، مقاطعه واستجاره باتصویب وهماهنگی شورای روستا.
14- ایجادوسازماندهی غسالخانه وگورستان وتهیه وسایل حمل اموات ومراقبت درانتظام امورآنها .
15- اتخاذتدابیرلازم برای حفظ روستا ازخطرسیل وحریق ورفع خطر ازبناها ودیوارهای شکسته وخطرناک واقع درمعابرواماکن عمومی وتسطیح چاهها وچاله های واقع درمعابر براساس مصوبات شورا.( مدیریت بحران)
16- همکاری درجلوگیری ازشیوع بیماریهای انسانی وحیوانی واگیردارومشترک انسان ودام واعلام آنها به مراکز بهداشتی ودرمانی ودامپزشکی.
17- همکاری باسازمان میراث فرهنگی درحفظ بناهای تاریخی وآثارباستانی روستا.
18- صدورپروانه ساختمانی برای ساختمانهای داخل محدوده روستاساخته میشوندوگزارش ساخت وسازهای غیرمجازبه دستگاههای مسئول.
19- همکاری بابخشداری به منظوربررسی وصدورپروانه های کسب.
20- همکاری بابخشداری به منظوربررسی درخواست انشعابات آب، برق، مخابرات وگاز.
21- معرفی وشناسایی خانواده های بی سرپرست وبی بضاعت ومعرفی آنان به مراکزبهزیستی وکمیته امداد .
22- همکاری درنگهداری وتسطیح راههای واقع درحریم اراضی روستا ازطریق خودیاری اهالی ودستگاههای ذیربط .
23- گزارش پیشرفت ویا عدم پیشرفت فیزیکی طرحهای عمرانی روستا به بخشداروشورا وپیشنهاد راه کارهای مناسب برای تسریع دراجرای آنها .
24- مراقبت واهتمام کامل جهت تنظیم بازارروستا ( گرانفروشی، کم فروشی ) وهمکاری با مراجع ذیربط .
25- نظارت برعرضه نان ونظارت برخبازیهای روستا وارائه گزارش به بخشداری ویا شورای آردونان .
26- نظارت برعرضه سوخت ونظارت برعاملین توزیع سوخت روستا وارائه گزارش به بخشداری.
27- اجرای مقررات دهیاری که جنبه عمومی داردبا تصویب شورای اسلامی روستا وتائید شورای اسلامی بخش که پس ازاعلام برای کلیه ساکنان روستا لازم الرعایه میباشد.
28- پیگیری وایجادزمینه نظارت براموربهداشتی روستا ازقبیل کشتاربهداشتی دام وعرضه گوشت .
29- پیشنهادنامگذاری معابرواماکن وتاسیسات روستا به شورا جهت بررسی وارائه آن به شورای اسلامی بخش جهت سیرمراحل لازم .
30- شناسایی زمینه های اشتغال ومساعدت جهت تامین کاربرای افراد جویای کار باهمکاری دستگاههای ذیربط .
31- درروستاهایی که دارای طرح هادی مصوب هستند، طرحهای عمرانی روستا باید درچهارچوب طرح هادی روستا انجام واجرا شوند.
شرایط احرازسمت دهیار
1- تابعیت کشورجمهوری اسلامی ایران
2- اعتقادبه مبانی جمهوری اسلامی وقانون اساسی
3- داشتن حداقل25سال وحداکثر65سال سن وحتی المقدورمتاهل باشد.
4- سکومت درزمان تصدی سمت دهیار درروتا
5- برخورداری ازتوانایی جسمی وروحی برای انجام کار
6- دارابودن حداقل مدرک تحصیلی دیپلم
تبصره : درصورت عدم وجودفردی باتحصیلات مناسب،شورامیتواند باتوافق شورای بخش نسبت به تعیین فردی باتحصیلات کمتر برای سمت دهیاری اقدام نماید.
7- داشتن حسن شهرت وعدم اعتیاد به موادمخدر
8- نداشتن محکومیت کیفری که موجب محرومیت ازتمام یا بعضی حقوق اجتماعی باشد.
9- داشتن کارت پایان خدمت وظیفه عمومی یا معافیت دائم ازخدمت.
10- عدم اشتغال به کاردولتی درزمان تصدی دهیاری.
11- اشتغال تمام وقت درسمت دهیاری.
12- دهیارنمیتواندهمزمان عضوشورای روستا باشد.
تبصره : درروستاهای کمتراز 1500 نفرجمعیت که دهیاربه طورنیمه وقت فعالیت می نماید رعایت بند 10 و 11 الزامی نمی باشد.
ماده 47 : چنانچه شورا به وجود فردی شاغل دردستگاههای دولتی ویا وابسته به دولت برای تصدی سمت دهیار نیازداشته باشد، می تواندبه عنوان ماموربه خدمت ازطریق بخشداری ازسازمان متبوع درخواست نماید.
ماده52 : مدت خدمت دهیار اززمان صدورحکم شروع به کار رسمی چهارسال میباشد وانتخاب مجدد وی بلامانع است.
تبصره : دهیارموظف است حداکثریک هفته پس ازپایان خدمت ازسمت دهیاری، کارت وحکم خودراتحویل شورا نماید.
ماده 53 : دهیارموظف است دربدو خدمت وپس ازآن درمواقعی که ازقبل توسط بخشدار اعلام می گردد براساس برنامه های پیش بینی شده ازسوی وزارت کشور آموزشهای موردنیاز راطی نماید.
مواردپایان خدمت دهیار
ماده 54 : خدمت دهیاردرموارد زیر به پایان میرسد:
1- فوت وجنون
2- ازدست دادن هریک ازشرایط احرازسمت دهیاربه تشخیص شورای روستا
3- قبول استعفا ازسمت دهیاری توسط شورا
تبصره : درصورت عدم قبول استعفا ازطرف شورا، دهیارمیتواند بعداز پانزده روز ازتاریخ اعلام استعفا به شورا، استعفای خود را به بخشداری ارسال نماید .
4- عزل دهیار بارای اکثریت اعضای شورا (با رعایت مقررات مربوطه)
5- عدم حضوردرمحل خدمت بیشتراز 15 روز بدون کسب مجوز ازشورا و یا نداشتن عذر موجه به تشخیص شورا.
6- صدورحکم محکومیت ازطرف مراجع صالح قضایی مبنی برانفصال ازخدمت.
7- حجر دهیار
ماده 8 : درفاصله بین برکناری یا استعفا یا خاتمه خدمت دهیار، تا انتخاب دهیارجدید نباید بیش ازسه ماه طول بکشد وشوراموظف است به منظورانجام امورات دهیاری، یک نفررابه سمت سرپرست دهیارتعیین وبه بخشداری معرفی تا سرپرست وظایف دهیاری راانجام دهد .
ماده 55 : چنانچه یک یاچند نفرازاعضا شورا نسبت به عملکرد دهیار یا عملیات دهیاری اعتراض ویا ایرادی داشته باشند ابتدا توسط رئیس شوراموارد را به صورت واضح به دهیارتذکر کتبی خواهندداد ودرصورت عدم رعایت مفادموردتذکر موضوع بصورت سئوال مطرح خواهدشد که دراین صورت رئیس شورا سئوال راکتبآ به دهیارابلاغ خواهدکرد وحداکثر ظرف مدت 10 روز پس ازابلاغ دهیارموظف به حضوردرجلسه عادی یا فوق العاده شورا وپاسخ به سئوال می باشد. چنانکه دهیار ازحضورخودداری کرده ویا پاسخ دهیارقانع کننده تشخیص داده نشود، طی جلسه دیگری موضوع مورد بررسی قرارمیگیرد وشورا می تواندبا رای اکثریت مطلق اعضا دهیار رابرکنار وفردجدیدی را انتخاب نماید.
ماده 56 : دهیارموظف است گزارشهای مورد درخواست شورا را تهیه ودرموعدمقرر برای آن ارسال نماید ودرصورت تقاضای شورا مبنی برحضور دهیار وپاسخگویی به سئوالات، درراس موعد ومحل مقرراقدام نماید.
ماده 57 : دهیارموظف است گزارش ماهانه فعالیتهای دهیاری را برای شورا ورونوشت آن را به طور مکتوب به بخشداری ارسال نماید.
ماده 58 : دهیاربایدتابلویی ازساعت حضور وکارخود درمحل دهیاری را برای اطلاع اهالی درمکانی مناسب نصب نماید.
بودجه وامورمالی دهیاریها
سال مالی دهیاری ازاول فروردین ماه هرسال تا آخراسفند ماه همان سال خواهد بود.مسائل امورمالی دهیاریها باهماهنگی مسئول امورمالی دهیاریها که دربخشداری مستقراست میباشد.
منابع درآمددهیاریها
ماده 13 : منابع مالی دهیاریها عبارتنداز :
1- عوارض مقرردرآئین نامه اجرایی که میزان ونوع آن توسط شوراتصویب میشود.
2- عوارض صدورپروانه ساختمان .
3- دریافت وام ازبانکها وموسسات اعتباری با تصویب شورا وموافقت شورای اسلامی بخش .
4- درآمدحاصل ازکمکهای دولتی وخودیاری بخش خصوصی، اعانات وهدایادرچهارچوب دستورالعملهای مربوطه .
5- وصول بهای خدماتی که دهیاری ارائه میدهد باتصویب شورا وتائید بخشدار.
6- کمکهای دولت برای اجرای طرحهای خدماتی وعمرانی درقالب بودجه.
7- درآمدهای ناشی ازعوارض اختصاص یافته ازسوی مراجع وضع عوارض به منظورایجاد تاسیسات عمومی ودولتی درمحدوده قانونی روستا وحریم آن .
ماده 14 : کلیه عوارض ودرآمدهای دهیاری منحصرآ به مصرف همان روستا میرسد.
ماده 18 : اسناد واوراق تعهد آور وحسابهای بانکی به امضای مشترک دهیار ومسئول امورمالی دهیاری که دربخشداری مستقر وذیحساب دهیاراست انجام میشود.